فکر کردهاید چرا بعضی برندها حتی بدون خرید هم در ذهن مشتری میمانند؟ دلیل آن اغلب کمپینهای ریمارکتینگ است. این روش به شما امکان میدهد دوباره سراغ کسانی بروید که قبلاً به برند شما سر زدهاند اما خرید نکردهاند.
ریمارکتینگ یعنی فرصتی دوباره برای جلب اعتماد، یادآوری هوشمندانه و در نهایت افزایش فروش. با هزینه کمتر نسبت به تبلیغات تازه، میتوانید مشتریان بالقوه را به خریدار واقعی تبدیل کنید.
در این مقاله میخواهیم با هم بخوانیم ریمارکتینگ چیست، چه مزایایی دارد و چطور میتوان کمپینهای مؤثری طراحی کرد.
تا به حال این تجربه را داشته اید که محصولی را در یک فروشگاه اینترنتی ببینید، اما خرید را نیمه تمام رها کنید و بعد در سایتها و شبکههای اجتماعی دیگر دوباره تبلیغ همان محصول به شما نمایش داده شود؟ این همان ریمارکتینگ است؛ روشی هوشمندانه برای دوباره یادآوری کردن یک برند یا محصول به کاربرانی که قبلاً تعامل داشتهاند، اما خرید یا اقدامی را کامل نکردهاند.
این دو واژه گاهی به جای هم استفاده میشوند، اما تفاوتی ظریف میان آنها وجود دارد.
همه چیز همیشه به «قیمت» ختم نمیشود. خیلی وقتها کاربر تا یک قدمی خرید میآید و بعد منصرف میشود. چرا؟ معمولاً ترکیبی از عوامل روانی و موانع تجربه کاربری باعث این اتفاق است.
ریمارتینگ استراتژیای قدرتمند است که میتواند تاثیر عمیقی بر نتایج کسبوکار داشته باشد:
ریمارتینگ شکلهای مختلفی دارد که بسته به هدف کسبوکار و نوع مخاطبان میتوانیم از آنها استفاده کنیم. در ادامه مهمترین انواع آن را بررسی میکنیم:
در این روش، تبلیغات به کاربرانی نمایش داده میشود که قبلاً وارد سایت شدهاند. مثلاً فردی محصولی را دیده اما خرید نکرده است، بعداً همان محصول یا محصولات مشابه در سایتهای دیگر یا شبکههای اجتماعی به او نشان داده میشود.
در این حالت، تبلیغات دقیقاً متناسب با محصول یا خدماتی که کاربر قبلاً مشاهده کرده، نمایش داده میشود. برای مثال، اگر فردی کفش ورزشی را در سایت دیده، همان مدل یا مدلهای مشابه دوباره در تبلیغات او ظاهر میشود. این روش نرخ تبدیل بسیار بالایی دارد.
گاهی لازم است به جای تبلیغات آنلاین، از ایمیل استفاده کنیم. برای مثال:
پلتفرمهایی مانند فیسبوک و اینستاگرام امکان هدفگیری افرادی را میدهند که قبلاً با محتوای ما تعامل داشتهاند. بهاینترتیب، تبلیغات دقیقاً به کسانی نمایش داده میشود که احتمال خرید بالاتری دارند.
در این روش، تبلیغات ویدئویی (مثلاً در یوتیوب) برای کاربرانی نمایش داده میشود که قبلاً از سایت ما بازدید کرده یا با تبلیغات قبلی تعامل داشتهاند. این مدل مخصوصاً برای برندهایی که روی داستانسرایی و تصویرسازی برند تمرکز دارند، بسیار مؤثر است.
برای اینکه ریمارکتینگ واقعاً به افزایش فروش منجر شود، باید آن را اصولی اجرا کنیم. در ادامه گامبهگام مراحل کلیدی را مرور میکنیم:
قبل از هر چیز باید مشخص کنیم هدف ما چیست:
نمیتوان برای همه کاربران یک پیام یکسان داشت. بهتر است گروههای مختلفی بسازیم، مثل:
هر گروه باید پیام و پیشنهاد مخصوص به خودش را دریافت کند.
بسته به رفتار کاربران، میتوانیم تبلیغات را در شبکههای اجتماعی، گوگل دیسپلی، یوتیوب یا حتی ایمیل اجرا کنیم. مثلاً اگر بیشتر مخاطبان در اینستاگرام فعال هستند، بهتر است تمرکز روی همانجا باشد.
پیام باید دقیقاً با نیاز یا دغدغه مخاطب هماهنگ باشد. برای مثال:
بودجه باید متناسب با هدف باشد. اگر هدف فقط یادآوری برند است، میتوان بودجه محدودتری اختصاص داد. اما اگر قصد افزایش فروش مستقیم داریم، بهتر است بودجه بیشتری در نظر گرفته شود. همچنین مدت اجرای کمپین نباید آنقدر طولانی باشد که باعث خستگی کاربر شود.
ریمارکتینگ یک فرایند پویاست. لازم است نسخههای مختلف تبلیغ (A/B Testing) را آزمایش کنیم و ببینیم کدام پیام یا طراحی عملکرد بهتری دارد. سپس بودجه را به بهترین گزینه اختصاص دهیم.
آمازون از ریمارکتینگ پویا استفاده میکند. اگر شما یک محصول را در سایت ببینید ولی خرید نکنید، بعداً در وبسایتهای مختلف و حتی ایمیلها، همان محصول یا محصولات مشابه را به شما نمایش میدهد. این روش باعث میشود که کاربر دوباره به سایت برگردد و خرید را کامل کند.
ایربیانبی برای کاربرانی که محل اقامتی را دیده ولی رزرو نکردهاند، تبلیغاتی با تخفیف یا پیشنهاد ویژه نشان میدهد. این باعث میشود کاربر حس کند فرصت محدودی دارد و سریعتر تصمیم بگیرد.
نایکی علاوه بر تبلیغات تصویری، از ایمیلهای ریمارکتینگ هم استفاده میکند. مثلاً اگر کفشی را در سایت ببینید ولی خرید نکنید، ایمیلی با عنوانی مثل «این کفش هنوز منتظر شماست!» دریافت میکنید.
شرکتهایی مثل Uber یا اسنپ، برای کاربرانی که مدتی سفر نکردهاند، پوشنوتیفیکیشن با تخفیف میفرستند. این نوع ریمارکتینگ اپلیکیشنی کاربران غیرفعال را برمیگرداند.
برای اجرای یک کمپین ریمارکتینگ موفق، بهتر است مراحل زیر رعایت شود:
ابتدا باید در وبسایت یا اپلیکیشن خود، کد رهگیری گوگل ادز یا فیسبوک (یا هر پلتفرم دیگر) را نصب کنید تا بتوانید رفتار کاربران را دنبال کنید.
کاربران را بر اساس رفتارشان تقسیم کنید. مثلاً:
بسته به هدف خود، از یکی از روشها (پویا، جستجو، ویدئویی یا ایمیلی) استفاده کنید. مثلاً برای فروشگاه اینترنتی، ریمارکتینگ پویا مناسبتر است.
تبلیغات باید متقاعدکننده باشند. استفاده از تصاویر باکیفیت، پیامهای شخصیسازیشده، یا تخفیفهای محدود میتواند اثرگذاری را افزایش دهد.
اگر تبلیغات بیشازحد به کاربر نمایش داده شود، نتیجه برعکس خواهد داشت. بهتر است محدودیت در تعداد نمایش روزانه و بازه زمانی (مثلاً ۷ تا ۱۴ روز پس از ترک وبسایت) تعیین شود.
با استفاده از ابزارهای آنالیتیک، نتایج کمپین را بررسی کنید و ببینید کدام پیامها یا فرمتها بهتر جواب دادهاند. سپس کمپین را اصلاح کنید.
تبلیغات معمولی اغلب کاربرانی را هدف قرار میدهد که شاید هیچوقت با برند یا محصول شما آشنا نبودهاند. اما ریمارکتینگ بهطور خاص کسانی را هدف میگیرد که قبلاً یک تعامل اولیه با برند شما داشتهاند؛ مثلاً وارد وبسایت شده یا محصولی را دیدهاند اما خرید نکردهاند.
معمولاً زمانی که کاربر بهتازگی با برند شما تعامل داشته و هنوز آن تجربه در ذهنش تازه است، بهترین زمان محسوب میشود. فاصله زیاد ممکن است باعث کاهش اثرگذاری شود.
خیر. هر کسبوکاری که کاربرانی دارد که ممکن است تصمیمشان به تعویق بیفتد یا نیمه کاره بماند، میتواند از ریمارکتینگ استفاده کند؛ از وبسایتهای خدماتی گرفته تا مؤسسات آموزشی یا حتی اپلیکیشنهای موبایلی.
اگر بهصورت افراطی استفاده شود، بله. نمایش بیشازحد تبلیغات یک برند میتواند حس منفی ایجاد کند. به همین دلیل تنظیم فرکانس نمایش و شخصیسازی پیامها ضروری است.
پلتفرمهایی مثل Google Ads و Facebook Ads Manager ابزارهای قدرتمندی برای اجرای کمپینهای ریمارکتینگ دارند. علاوه بر آن، ابزارهای تخصصی در حوزه ایمیل مارکتینگ یا اتوماسیون بازاریابی نیز میتوانند به کار بیایند.
بله. حتی برای برندهای کوچک میتواند بسیار مؤثر باشد، چون به جای هزینهکردن برای جذب افراد جدید، هزینهها روی کاربرانی صرف میشود که احتمال خریدشان بسیار بیشتر است.
تبلیغات معمولی اغلب کاربرانی را هدف قرار میدهد که شاید هیچوقت با برند یا محصول شما آشنا نبودهاند. اما ریمارکتینگ بهطور خاص کسانی را هدف میگیرد که قبلاً یک تعامل اولیه با برند شما داشتهاند؛ مثلاً وارد وبسایت شده یا محصولی را دیدهاند اما خرید نکردهاند.
معمولاً زمانی که کاربر بهتازگی با برند شما تعامل داشته و هنوز آن تجربه در ذهنش تازه است، بهترین زمان محسوب میشود. فاصله زیاد ممکن است باعث کاهش اثرگذاری شود.
خیر. هر کسبوکاری که کاربرانی دارد که ممکن است تصمیمشان به تعویق بیفتد یا نیمه کاره بماند، میتواند از ریمارکتینگ استفاده کند؛ از وبسایتهای خدماتی گرفته تا مؤسسات آموزشی یا حتی اپلیکیشنهای موبایلی.
اگر بهصورت افراطی استفاده شود، بله. نمایش بیشازحد تبلیغات یک برند میتواند حس منفی ایجاد کند. به همین دلیل تنظیم فرکانس نمایش و شخصیسازی پیامها ضروری است.
پلتفرمهایی مثل Google Ads و Facebook Ads Manager ابزارهای قدرتمندی برای اجرای کمپینهای ریمارکتینگ دارند. علاوه بر آن، ابزارهای تخصصی در حوزه ایمیل مارکتینگ یا اتوماسیون بازاریابی نیز میتوانند به کار بیایند.
بله. حتی برای برندهای کوچک میتواند بسیار مؤثر باشد، چون به جای هزینهکردن برای جذب افراد جدید، هزینهها روی کاربرانی صرف میشود که احتمال خریدشان بسیار بیشتر است.
ریمـارکتینگ یکی از مؤثرترین روشهای بازاریابی دیجیتال است که به ما کمک میکند کاربرانی را که قبلاً با برند ما تعامل داشتهاند دوباره هدف بگیریم. با استفاده درست از آن میتوانیم نرخ تبدیل را افزایش دهیم، هزینههای تبلیغاتی را بهینه کنیم و اعتماد کاربران را تقویت نماییم. البته شرط موفقیت، استفاده متعادل و هوشمندانه است؛ یعنی پیامهای شخصیسازیشده، زمانبندی درست و پرهیز از نمایش افراطی تبلیغات.